رج – Raj

در خواب رفته بودم،  که ناگه، بشنیدم صدایت

ز دوردست، آسوده بال، بر باد، رجزدی صبح فردایم

تویی درد و درمانم، به چشمم بنگر

که صدرازپنهان است به صدآهنگم، توای نگار

باین آب تشنه بودم، گوارا، شوق دیدارت فنایم کرد

رمیدم، نگسستم، نگارا، دست چالاکت رهایم کرد

تویی درد و درمانم، به چشمم بنگر

که صدر راز پنهان است به صد آهنگم

چه گشتم نمیدانم، به چشمم بنگر

که پس داده تاوان از‌‌ ، جور فرسنگهاست،برمن ببار

مستانه رو درجان من

کزفردامان نشان نیست

پروانه شو درخواب من

کاین طوفان را کس امان نیست

در صد کوچهام چشم در راه تو

آه از انتظار داد از سودای تو

آتش میزند جانم میبرد

داد از کیمیا از این

تویی درد و درمانم، به چشمم بنگر

که صدر راز پنهان است به صد آهنگم

چه گشتم نمیدانم، به چشمم بنگر

که پس داده تاوان از‌‌ ، جور فرسنگهاست، بردی قرارم,

چشم انتظارم